X
تبلیغات
رایتل

موفقیت

سخنانی از فردوسی بزرگ...

 

فردوسی بزرگ
 

 


 دانایی توانایی به بار می آورد  ، و دانش دل کهن سالان را جوان می سازد

 


 گوش شنونده  همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است

 

 

 خرد برترین هدیه الهی است 

 


 خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هویداست

 


 کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است

 


 بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است

 

 

 خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد چگونه جهان را به درستی خواهی گذراند

 

 

 اولین مرحله شناخت آفرینش همانا خرد است چشم و گوش و زبان سه نگهبان اویند که لاجرم هر چه نیکی و شر است از همین سه ریشه می گیرد .و افسوس که بدنبال کنندگان خرد اندکند باید که به سخن دانندگان راه جست و باید جهان را کاوش نمود و از هر کسی دانشی آموخت و یک دم را هم برای آموختن نباید از دست داد

 


 خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است

 


 کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد

 


 دانش ارزش آن را دارد که به خاطر آن رنج ها بکشی

 


 به این زمین گرد که بسرعت می گردد بنگر که درمان  ما در آن است و درد ما نیز ، نگاه کن و ببین که نه گردش زمانه آن را می فرساید و نه رنج و بهبودی حال بشر آن را به آتش  می کشد ، نه آرام می شود  و نه همچون ما تباهی می پذیرد 

 


 روح و روان  و دل جهان روشن است و زمین را بی دریغ روشن می سازد خورشید از خاور برخاسته بسوی باختر که مسیری درست و بی نظیر است ای آنکه همچون آفتاب لبریز از نور و خردی تو را چه شده است که بر من نمی تابی ؟!! 

 


 چراغ مایه دفع تاریکی است ، بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی است ، که از آن دوری باید جست

 

 بی خردی  است، که بگویم  کسی بدی را بی بهانه (دلیل )انجام می دهد

 

 رنج منتهی به گنج را کسی خریدار نیست

 


 اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری  .بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری

 


 کتاب زندگی گذشتگان ، جان تاریک را روشنی می بخشد

 


 این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست

 


 فرمان ایزد به جهانداران داد و دهش است 

 


 کسی که به آبادانی  می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند

 


 آنکه آفریننده و با فر است در این جهان رنج های بسیار خواهد خورد

 


 از بزرگان تنها رنجهاست که باقی می ماند

 


 جایگاه پرستش گران کوهستان است

 

 

 آزادگان را کاهلی ، بنده می سازد

 


 فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید 

 


 کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت

 


 خسروی بزرگتر ، بندگی بیشتر می خواهد

 


 ابلیس مانند نیکخواهان پیش می آید ، ابتدا عهد و پیمان می گیرد ، سپس راز می گوید

 


 آنگاه که هنر خوار می گردد جادو ارجمند می شود

 


 دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم  باید مانند راز گفت

 

به امید روزهای بهتر...